سیامک، اسی و تقی سه دوست آس و پاس هستند. تقی معتاد است و نصیحتهای سیامک را برای ترک اعتیاد نمیپذیرد. سیامک با گندم آشنا میشود که رختشوی یک هنرستان دخترانه است. مسئولان هنرستان پس از این که متوجهٔ ارتباط سیامک و گندم میشوند او را اخراج میکنند. گندم، که بیماری قلبی دارد، به توصیهٔ پزشک بایستی برای معالجه به اروپا برود. سیامک برای تهیهٔ هزینهٔ سفر و معالجهٔ گندم به همکاری با نصرت تن میدهد که کارش توزیع مواد مخدر است.
نظرت چیه؟
نظرات