دختر و پسر جواني با يكديگر قرار ازدواج مي گذارند. پسر در حادثه اي مجروح شده و در بيمارستان بستري مي شود. دختر به گمان اينكه محبوبش او را فريب داده و گريخته، قصد خودكشي مي كند، مردي او را نجات مي دهد و پناهش مي دهد. در همين حال مرد مورد علاقه دختر از بيمارستان مرخص شده در جستجوي دختر برمي آيد…
عاشقانه
زری دوست قدیمی اش محمود را می بیند و به رستوران حسن ریزه می روند. شوهر زری، فرزین، مایل است که آنها صاحب فرزند شوند، اما زری خواست شوهر را اجابت نمی کند. فرزین، که مدیر یک شرکت است، برای ملاقات با خبرنگاری به رستوران می رود و حسن ریزه می گوید که لحظه ای پیش همسرش با مردی در رستوران بوده است. زری موضوع را از شوهرش پنهان می کند، و فرزین خانه را ترک می کند و به پاریس می رود. در غیبت او هیبت علی، مباشر خانه، و محمود و همسرش مریم به زری پیشنهاد می کنند که او برای جلب رضایت فرزین یک بچه از پرورشگاه به خانه بیاورد و وانمود می کند بچه دار شده است.
دانلود فیلم سینمایی نابغه هفت ماهه
گلنسا محبوب جوانان دهکدهاست و همه خواهان ازدواج با او هستند، ولی او فریب وسوسههای جوانی شهری را میخورد و صاحب فرزندی میشود. سپس جوان او را ترک میکند و پنج سال بعد وقتی به ده بازمیگردد با فرزندش روبرو میشود و او را با خود به شهر میبرد. گلنسا که گمان میکند فرزندش را دریا از او گرفته خود را در دریا غرق میکند. محمود، پدر گلنسا نیز انتقام دخترش را در شهر از جوانی که مسبب این فاجعهاست میگیرد.
دانلود فیلم سینمایی گلنسا
دو برادر به نام هاي هوشنگ و منوچهر به خواستگاري دو خواهر، كتايون (فريبا خاتمي) و سودابه (سوزان اميرا)، مي روند. اما پدر دخترها، آقاي صولتي (حسين اميرفضلي)، كه نزولخوار است، آن دو را جواب مي كند. هوشنگ به عنوان معلم انگليسي و منوچهر به عنوان معلم رقص، با قيافه ي مبدل، به خانه ي صولتي مراجعه مي كنند. آن دو در انتظار عمه شان فخرالعظم هستند كه از سفر بازگردد تا او را به خواستگاري بفرستند.
دانلود فیلم سینمایی دوستت دارم
دو خواهر از خانواده اي اشرافي شيفته ي پسر راننده شان مي شوند. در حالي كه هيچكدام قبلاً به او توجهي نداشتند. پس از ماجراهايي سرانجام خواهر كوچكتر به نفع خواهر بزرگتر خود را كنار مي كشد.
دانلود فیلم سینمایی هنگامه
مریم همسر مرتضی پاچناری، نازا است. جمال، برادرزادة مرتضی، در فکر تصاحب ثروت او است، و برای رسیدن به مقصود خود دختری به نام هما را سر راه او قرار میدهد. مرتضی، به تدریج، به هما انس میگیرد، و با او قرار ازدواج میگذارد. مریم و خدمتکارش کوکب برای خنثی کردن نقشهای هما و جمال دست به کار میشوند؛ اما کاری از پیش نمیبرند…
دانلود فیلم سینمایی معشوقه
میرزا به لیلا دختر رمضان علاقه دارد اما دختر و خانواده اش با این وصلت مخالفند. لیلا به جوان کارگری به نام احمد علاقهمند است. میرزا و نوکرش رجب از رودخانه یک ماهی صید میکنند که در شکمش یک انگشتر افسانه ای است. آنها با خواندن نوشتهٔ روی انگشتر با غولی که خود را جومبو میخواند مواجه میشود و میرزا از غول میخواهد که ثروت کلانی در اختیار آنها بگذارد.
دانلود فیلم سینمایی عشق قارون
در منطقه ی تركمن صحرا آرتق(ناصر ملک مطیعی) چند بار مادرش را برای خواستگاری دختر قليچ خان می فرستد؛ اما پدر دختر رضايت نمی دهد. آرتق دختر را از كنار رودخانه می ربايد و به زيارتگاهی می برد. قليچ و پسرانش او را می بخشند. شب هنگام فريد (ايرج قادری) و دوستش (رفيع مددكار) وارد زيارتگاه می شوند تا لوح مقدس را بربايند. سارقان فريد را جا می گذارند و اهالی او و آرتق را گرفتار و حبس می كنند. آن دو می گريزند و پس از تعقيب و گريز به عباد، سارق اصلی، می رسند.
دانلود فیلم سینمایی ترکمن
دوستي «مظفر» و «قاسم» به خاطر دختر يك تارزن به نام «توبي» به هم مي خورد. مظفر كه قبل از اين در يك رقابت عشقي با قاسم به خاطر «لعيا» همسر امروز قاسم جاخالي كرده بود تصميم به ازدواج با توبي را مي گيرد. قاسم قسم مي خورد كه زهرش را به او بريزد و همين كار را هم مي كند و شبي مست به توبي تجاوز مي كند و توبي نيز خود را مي كشد. مظفر وقتي از ماوقع مطلع مي شود فرزند قاسم را كه به شدت مورد علاقه پدرش است مي دزدد و بعد تظاهر مي كند كه براي آزادي فرزندش بايد يكشب لعيا با او سركند.
دانلود فیلم سینمایی قصاص
رضا (رضا بيك ايمانوردي) راننده ي رئيس يك شركت ورشكسته است. دارا (علي اكبر مهدوي فر)، رئيس شركت، با كارشكني هاي معاونش (محمد موسوي) به زندان مي افتد. دارا از رضا مي خواهد كه مانع بدنامي او شود. دختر رئيس يك شركت اروپايي (شورانگيز طباطبائي) در صدد سفر به ايران و عقد قرارداد با دارا است…