اربابي به عوامل خود دستور داده است تا زمين هاي روستاييان را، كه جزو املاك او خواهند شد، شخم بزنند. يدالله تنها كسي است كه مخالفت مي كند. او با اشاره ي ارباب دستگير و زنداني مي شود. يدالله پس از سپري شدن ايام محكوميت همچنان معترض ارباب است. اهالي روستا را به مبارزه بر ضد ارباب دعوت مي كند و به زودي گروهي با او همراه مي شوند. مرافعه بالا مي گيرد. در نتيجه مداخله ژاندارم ها، يدالله كه مسلح شده، كشته مي شود. اما تفنگ او بر زمين نمي ماند. نوجواني آن را برمي دارد تا راه يدالله را ادامه دهد.
درام
سه دوست آس و پاس در استانبول به سختي امرار معاش مي كنند. علي كه كارگر مكانيك است، با دختر آرايشگري به نام شكوفه آشنا مي شود و هر يك به ديگري وانمود مي كند كه خانواده ي ثروتمندي دارد؛ سعيد شيپورزن است و بيوه زن صاحب خانه اش به او علاقه دارد؛ و طوفان با زن شيادي به نام مهتاب آشنا مي شود كه با توطئه باعث مي شود او پول هايش را در قمار ببازد و به همكاري با گروهي قاچاقچي تن بدهد. علي خانه اي را كه از عمويش به ارث برده مي فروشد و طلب طوفان را مي پردازد. طوفان با قاچاقچي ها همكاري مي كند و علي و سعيد و شكوفه براي نجات او وارد عمل مي شوند. شكوفه دستگير مي شود و طوفان به دروغ او را خواهر خود معرفي مي كند و جانش را نجات مي دهد. شكوفه موضوع را به پليس اطلاع مي دهد، و وقتي علي و سعيد با قاچاقچي ها درگير شده اند پليس سرمي رسد و تبهكاران را دستگير مي كند. سرانجام طوفان پس از مدت كوتاهي از زندان آزاد مي شود و علي و شكوفه به عقد هم درمي آيند.
دانلود فیلم سینمایی سه دلباخته
یک گروه تبهکار قصد دارند دختری را به قتل برسانند، اما جوانی دختر را نجات میدهد. دختر فرزند مرد متمولی است و پدر پس از مرگ همسرش با زن بیوهای ازدواج کردهاست. نامادری دختر، که زن جوانی است نقشهٔ قتل دختر را کشیده است تا خود وارث ثروت همسرش باشد. با حضور جوان در زندگی دختر اجرای نقشهٔ نامادری ناممکن میشود، تا این که پدر خانواده طی حادثهای کشته میشود و زن با صحنهسازی وانمود میکند که مرد جوان مرتکب قتل شدهاست. پلیس، با توجه به شواهد، جوان و دوستش را تحت تعقیب قرار میدهد. دختر تصمیم میگیرد به مرد جوان کمک کند. سرانجام معلوم میشود قاتل برادر مقتول است که همه تصور میکردهاند او فوت کردهاست. با کشف ماجرا بی گناهی جوان ثابت میشود و او با دختر زندگی مشترکی را آغاز میکند.
دانلود فیلم سینمایی همه سر حریف
زائرمحمد سعي مي كند گاو سكينه را رام كند؛ اما گاو صدمه مي بيند. اين حادثه، و پرخاش سكينه نسبت به زائرمحمد، باعث مي شود تا او براي گرفتن طلبش از آقا علي وكيل ، عبدالكريم حاج حمزه، ابول گنده رجب و شيخ ابوتراب برازجاني اقدام كند.
دانلود فیلم سینمایی تنگسیر
رحمت (نصرت الله وحدت) راننده است و همسرش عفت (ژاله كريمي) با كار او مخالف است و اين مخالفت كارشان را به دعوا مي كشاند. داش غلام (رضا ارحام صدر)، برادر عفت، آن دو را آشتي مي دهد، و رحمت رانندگي زن جواني به نام فيروزه (توران مهرزاد) را به عهده مي گيرد…
دانلود فیلم سینمایی لج و لجبازی
سیامک، اسی و تقی سه دوست آس و پاس هستند. تقی معتاد است و نصیحتهای سیامک را برای ترک اعتیاد نمیپذیرد. سیامک با گندم آشنا میشود که رختشوی یک هنرستان دخترانه است. مسئولان هنرستان پس از این که متوجهٔ ارتباط سیامک و گندم میشوند او را اخراج میکنند. گندم، که بیماری قلبی دارد، به توصیهٔ پزشک بایستی برای معالجه به اروپا برود. سیامک برای تهیهٔ هزینهٔ سفر و معالجهٔ گندم به همکاری با نصرت تن میدهد که کارش توزیع مواد مخدر است.
دانلود فیلم سینمایی بوی گندم
دختر و پسر جوانی یکدیگر را دوست دارند و قرار است با هم ازدواج کنند که پای پسر در جنایتی کشیده می شود ظواهر امر به نوعی است که او متهم به جنایت می شود. پسر جوان برای اینکه ثابت کند که در این واقعه دخالتی نداشته خود وارد ماجرا می شود و سرانجام موفق به شناسایی قاتل و گرفتاریش می گردد.
دانلود فیلم سینمایی رعد و برق
عضو قوزي يك گروه بنگاه شادماني در خاتمه ي يكي از برنامه ها دچار حادثه اي شده و استخواني در گلويش گير مي كند، به طوري كه بقيه تصور مي كنند او مرده است. از آن پس جسد قوزي باعث دردسر ساكنين خانه اي مي شود كه هركدام به شكلي آلوده هستند. آنها سعي مي كنند خود را از شر جسد برهانند، اما سرانجام پليس جسد را كشف و تبهكاران را دستگير مي كند.
دانلود فیلم سینمایی شب قوزی
رضا، پس از دريافت پول از بانك، از سوي پسر خاله ي همسرش كبري مورد تعرض قرار مي گيرد، و پول ها به سرقت مي رود. رضا متوجه مي شود كه همسرش تصميم دارد او و فرزند خردسالش را ترك كند و با پسرخاله اش بگريزد. او با جوان سارق درگير و ناخواسته با عث مرگ او مي شود.
دانلود فیلم سینمایی قسم
مهدي پلنگ (ايرج قادري) پس از هفت سال از زندان آزاد مي شود، و قاسم (علي آزاد) و دارو و دسته اش را رو در روي خود مي بيند كه قمارخانه ي او را بسته اند، نوچه اش (مهدي فخيم زاده) را مضروب كرده اند و اهل محل را به ستوه آورده اند. مهدي به پيرزني به نام بي بي كوكب (پروين سليماني) كمك مي كند و نوه اش مريم (آرام)، كه پدرش در زندان است، از مهدي مي خواهد كه در محفل دوستانش خود را به جاي پدر او معرفي كند.