چند زن معروفه شب هنگام از دست پليس مي گريزند. شيرين، موقع فرار، با رهبر، نامزد سابقش، مواجه مي شود. مرتضي، پدر شيرين و عموي رهبر، بر اثر قتل غيرعمد در سانحه ي رانندگي به زندان افتاده است. شيرين به واسطه ي دوستش شهره با مرد هوسراني به نام جمشيد آشنا مي شود كه قصد اغفال او را دارد. فريبرز، مديرعامل يك شركت خصوصي، شيرين را به عنوان منشي در شركتش استخدام مي كند. فريبرز به شيرين پيشنهاد ازدواج مي دهد و پس از اغفال او مي گريزد. حميد، برادر شيرين، به اعتياد كشيده مي شود و شيرين با پادرمياني شهره سقط جنين مي كند و به منجلاب فساد مي افتد. رهبر كه پس از سال ها نامزد سابقش را بازيافته است با او قرار ازدواج مي گذارد.
کریم، موسوم به کج کلاه خان (رضا بیک ایمانوردی)، پس از وداع با مادرش (فرخ لقا هوشمند) به شهر می گریزد و بعد از آشنایی با پیرزن فقیری (پروین سلیمانی) سر راه جوانشیر (رضا بیک ایمانوردی)، که کاملاً به او شباهت دارد، قرار می گیرد. پلیس کهنه کاری به نام سیدعلی گیلانی (سیدعلی میری) همه جا در پی به دام انداختن دسته ی تبهکار جوانشیر است، و جوانشیر برای دست به سر کردن پلیس از شباهتش به کج کلاه خان استفاده می کند و توسط افرادش او را سر راه پلیس قرار می دهد.
دانلود فیلم سینمایی کج کلاه خان
حبیب آقا ظروفچی (جمشید مشایخی)، کاسب خوشنامی است که در پیرانه سری ازدواج نکرده و زندگیاش را وقف مادر (رقیه چهره آزاد) و برادر ناتنیاش مجید (بهروز وثوقی) کردهاست. برادر دیگرش کریم (سعید نیکپور) که پرندهباز است با همسرش زینت سادات (آتش خیر) و فروغالزمان (فخری خوروش) که سالهاست به پای حبیب آقا نشسته با آنها زندگی میکند. مجید که عقل سالمی ندارد و در مغازه حبیب آقا کار میکند و ظروف کرایه را به مجلس عزا و شادمانی میبرد دلباخته دختری است که عکساش را در ویترین یک عکاس خانه دیدهاست. حبیب آقا به امید شفا یافتن او را به امامزاده داوود میبرد.
دانلود فیلم سینمایی سوته دلان
زن و شوهری شب را در قهوهخانهای به صبح میرسانند و زن که آبستن است دوقلو میزاید این دوقلوها طی یک اتفاق از هم جدا می شوند و…
دانلود فیلم سینمایی گلپری جون
نیر (ایرن زازیانس) پس از قتل زنی زمینهای شعبان (عبدالله بوتیمار) را تصاحب کرده و شعبان را به عنوان قاتل روانهٔ زندان کردهاست. او در زمینهای شعبان خانهٔ عمومی ساخته و جوانی موسوم به موسرخه (ایرج قادری) از او حمایت میکند. شعبان پس از این که با نیر درگیر میشود توسط عوامل او به قتل میرسد. حبیب (مرتضی احمدی)، که قهوه چی است، دختری به نام آهو (فرزانه داوری) را میرباید تا به نیر بسپارد. سهراب (شاهین)، برادر آهو، و پدرش (یوسف رجبی) در جستجوی آهو وارد بندرعباس میشوند. موسرخه به آهو دل میبازد و بر سر او با نیر درگیر میشود. نیر به عواملش میسپارد تا موسرخه را به قتل برسانند. از یک طرف سهراب و پدرش و از طرف دیگر حسن تبعیدی (علی آزاد) نیز با موسرخه درگیر میشوند، و خود موسرخه نیز بر اثر سوء تفاهمی با دوستش علی (مرتضی عقیلی) درمیافتد. موسرخه، نیر را به قتل میرساند و علی به دست حسن تبعیدی از پا درمی آید. موسرخه و آهو به کمک ناخدای لنجی به آن سوی آب میگریزند، و وقتی سهراب و پدرش اطمینان مییابند که نیت موسرخه خیر است، و برای سعادت آهو تلاش میکند از تعقیب او خودداری میکنند.
دانلود فیلم سینمایی مو سرخه
معماري (نعمت الله گرجي) قبل از مرگش دخترش ليدا (شاپرك) و پسرش طاهر (شهرام) را به مهندس (عبدالله بوتيمار) مي سپارد. مهندس به اهواز مي رود و ليدا را همراه خود مي برد تا در كنار پسرش شهرام بزرگ كند. طاهر را اهل محل بزرگ مي كنند. سال ها بعد شهرام به ليدا (ليدا دانشور) تجاوز مي كند، و مهندس كه گمان مي كند ليدا دختر هرزه اي است او را از خانه اش مي راند. ليدا در اتوبوس با رقاصه اي (سيمين علي زاده) آشنا مي شود كه پاي او را به كافه مي كشاند و سر راه احمد (مرتضي عقيلي) قرار مي دهد. احمد در مرافعه اي به زندان مي افتد و ليدا را به دوستش طاهر (منوچهر وثوق) مي سپارد. ليدا و طاهر به هم علاقه مند مي شوند و قرار ازدواج مي گذارند. شهرام نزد پدرش اعتراف مي كند كه به ليدا تجاوز كرده و وجدانش ناراحت است. ليدا درشب عروسي اش با ديدن عكس پدرش در اتاق طاهر در مي يابد كه طاهر برادرش است. او از مراسم جشن مي گريزد و به احمد پناه مي برد. طاهر با احمد درگير مي شود و احمد اعتراف مي كند كه ليدا خواهر او است. سرانجام شهرام سر مي رسد و با ليدا پيمان زناشويي مي بندد.
دانلود فیلم سینمایی طاهر
عباس معروف به «عباسآقا چاخان» یک شاگرد راننده بیکس و کار است که لکنت زبان دارد و دائماً چاخان به هم میبافد. یک شب بهطور اتفاقی با بنفشه آشنا میشود که در جست و جوی رؤیاهایش سر از محله ای بدنام درآورده، اما همچنان در صدد این است که خودش را از آنجا خلاص کند و یک چاردیواری داشته باشد. عباس به بنفشه قول میدهد که کمکاش کند و بنفشه که گول حرفهای عباس را خورده، تصور میکند با یک آدم پولدار و با اصل و نصب آشنا شده. بعد از اینکه بنفشه میفهمد عباس به خاطر بدهی ناچیزی به زندان افتاده، با قرض گرفتن از باج خوری به نام محمد، معروف به «ممد دشنه»، عباس را آزاد میکند. در زندان، عباس با فردی همسلول میشود که ادعا میکند به دلیل خیانت شریکاش به زندان افتاده، قرار میشود که عباس پس از آزادی برود سراغ برادر او و ازش بخواهد که سهم طلب برادر را از شریک نامردش بگیرد. عباس این کار را میکند اما برادر دوستاش روش زندگی خود را تغییر داده و با زن و بچههایش خوش است. عباس پس از درگیری با ممد دشنه و برای تأمین نظر بنفشه به قصد پس گرفتن پول همبند سابق عازم جنوب میشود. طی یک درگیری خونین و بعد از گرفتن پول میفهمد که خائن اصلی، هم سلولی او بوده و نه کسی که به خاطرش به جنوب آمده است. عباس با پول برمی گردد و بنفشه را به خانه ای که برایش گرفته میبرد، غافل از اینکه ممد دشنه در کمین آنهاست. سرانجام عباس با ممد درگیر میشود و او را در حوض همان خانه خفه میکند و خودش با دشنهٔ ممد زخمی میشود. عباس به جرم قتل به زندان میافتد و بنفشه بیرون زندان منتظر اوست. در پایان عباس را میبینیم که از زندان آزاد شده ولی همچنان دارد چاخان میکند.
دانلود فیلم سینمایی دشنه
این شایعه که قلندر (ملک مطیعی) خاطرخواه خواهرش عشرت (فروزان) است او را بر آن میدارد که عشرت را به عقد پهلوان صادق (شیراندامی) درآورد، با این شرط که ازدواج آن دو جنبه صوری داشته باشد. صادق همراه مادرش (ژاله) عازم پایتخت میشود تا در مسابقه پهلوانی کشور شرکت کند. عشرت از خانه میگریزد و به او ملحق میشود. قلندر به پایتخت میرود و نزد صادق اعتراف میکند که عشرت خواهر او نیست، بلکه دختر دایه خانم (ودادیان) است که پس از آن که شوهرش او را ترک کرده پدر قلندر سرپرستی دایه خانم را به عهده گرفته و نام خود را به عنوان پدر بر دختر او گذاشتهاست، و به تدریج مهر عشرت بر دل قلندر نشستهاست. قلندر در یک درگیری صادق را که خائن به قول خود میداند میکُشد و عشرت به قصد انتقام جویی همراه اصغر (فروهر) به خانه اشرف (فرنگیس فروهر) میرود که گروهی مطرب را سرپرستی میکند. داوود (مفید) شاگرد حجره قلندر که به عشرت علاقه دارد، قلندر را از موضوع با خبر میکند و قلندر برای بردن عشرت به خانه اشرف میرود؛ اما عشرت مقاومت میکند و اهل محل و بازار گرد آنها ازدحام میکنند. قلندر خجلت زده به خانه میرود و رگ دست خود را میزند و جان میبازد. او در وصیت نامهاش از عشرت میخواهد توبه کند و به عقد داوود در آید. سر انجام عشرت ماجرای علاقه قلندر را به خودش از زبان دایه خانم میشنود و بالای جسد او شیون میکند. اشرف و همکاران سابق عشرت او را به کاروانسرا میرسانند تا همراه داوود به سفر و زیارت برود.
دانلود فیلم سینمایی قلندر
مردی، که رئیس شرکتی است، عاطفه را اغفال کرده، اما حاضر به ازدواج با او نیست. مراسم ازدواج عاطفه با جوانی دیگر به هم میخورَد و او که اختلال حواس پیدا کرده، تصمیم میگیرد از خانهٔ پدریاش (غلامحسین) بگریزد. جوان جلنبری به نام علی و دایی رستم به قصد سرقت وارد خانهٔ غلامحسین میشوند. دایی رستم به دام میافتد و غلامحسین درصدد برمیآید که عاطفه را برای حفظ آبرو به مدت یک هفته به عقد دایی رستم درآورَد. عاطفه برای یافتن رئیس شرکت به شمال میرود و علی و دایی رستم مأمور میشوند تا در ازای هفتاد هزار تومان او را به خانهٔ پدر بازگردانند. علی عاطفه را مییابد و عاطفه، وقتی که بار دیگر از طرف رئیس شرکت رانده میشود، به قصد خودکشی میگریزد. علی او را تعقیب میکند و مانعش میشود. آن دو، بعد از ماجراهایی، در طول سفر به هم علاقهمند میشوند. علی عاطفه را به غلامحسین تحویل میدهد و پاداش خود را میگیرد. غلامحسین تصمیم میگیرد دخترش را به لندن بفرستد؛ اما علی به فرودگاه میرود و عاطفه با او همراه میشود.
دانلود فیلم سینمایی همسفر
رضا و مادرش ماه بانو با خانواده حسین، موسوم به خان بابا، همدم و مونس هستند. رضا اوقاتش را با چنگیز، پسر خانواده، می گذراند و به خواهر او مینو علاقه دارد. خان دایی موافق این وصلت است، اما خان بابا مخالفت می کند و محمود، پسر اکبرخان را برای ازدواج با دخترش در نظر گرفته است. وقتی مینو اعتراض میکند یکی از جوانهای خانواده به نام هوشنگ را به عنوان نامزد او معرفی می کنند. هوشنگ، که از آمریکا بازگشته و در خارج، خود نامزد دارد، به کمک خان دایی رضا را ترغیب می کند که بر علاقة خود به مینو پافشاری کند. عاقبت خان بابا و چنگیز رضایت می دهند که مینو و رضا ازدواج کنند.