فاطمه با امير و نادر و منصور يك گروه كوچك شادماني تشكيل مي دهند. شبي صاحب خانه شان آن ها را از خانه بيرون مي كند و آن ها شب را در قايقي به صبح مي رسانند كه متعلق به ايرج ثروتمند معروف است. ايرج خود را ماهي گيري فقير معرفي مي كند و به فاطمه ابراز علاقه مي كند. جهانگير، دوست ايرج، چند تن را مي گمارد تا گاوصندوق خانه ي ايرج را سرقت كنند.
نظرت چیه؟
نظرات