صمد (پرويز صياد) موي ديوي را آتش مي زند و فولاد زره ي ديو از اسارت هشت هزار ساله نجات مي يابد. ديو گوشت بزي را مي خورد و چوپان به سركار استوار (عبدالعلي همايون) شكايت مي برد. ديو، ليلا (شهناز تهراني) را براي صمد مي ربايد و با شكايت كدخدا (رضا شفيع) صمد دستگير و زنداني مي شود. او صمد را نجات مي دهد و او را به شهر مي برد.
عاشقانه
«رعنا» دختر ماهیگیر فقیری است که آرزویش داشتن یک قایق موتوری است و سرانجام با پسانداز سالها فعالیت خود و پدرش، راهی میشود که قایق را بدست آورد. رعنا با «بهرام» (یکی از جوانان بندر) همسفر میشود. در بین راه گروهی که با بهرام در گذشته درگیری داشتند، برخورد کرده و نزاعی سخت درمیگیرد و در پایان نیز پسانداز رعنا را به سرقت میبرند. رعنا و بهرام ماجرا را پیگیری کرده و سرانجام سارقین را یافته و پول را پس میگیرند. رعنا قایق موتوری مورد نظرش را بدست میآورد.
دانلود فیلم سینمایی خانم دلش موتور میخواد
محمود و همسرش پروین پس از هشت سال از گذشتن زندگی مشترکشان بچه دار نمیشوند. دارو و درمان نیز بینتیجه است، تا این که گل اندام ـ همسر صیغه ای رجب، پیشکار محمود، بچه اش را جلو خانهٔ محمود میگذارد. پروین به خیال این که بچه حاصل خیانت محمود به او است از محمود تقاضای طلاق میکند. خانوادهٔ محمود با استفاده از این موقعیت دختر یکی از خویشان خود را به نام زری برای محمود خواستگاری میکنند. رجب، که از وضع به وجود آمده نگران و شرمنده است، ماجرای فرزندش را برای پروین بازگو میکند، و پروین که متوجه اشتباهش شدهاست، به یاری رجب، مانع ازدواج محمود و زری میشود و دوباره با محمود پیمان زناشویی میبندد.
دانلود فیلم سینمایی کی دسته گل به آب داده
مريم و ايرج قرار ازدواج مي گذارند. ايرج خواننده است و پس از حادثه اي متوجه مي شوند كه به بيماري سرطان خون مبتلا است. در بيمارستان با پرستاري به نام فريده آشنا مي شود، و به كمك او و براي سعادت مريم، مي كوشد خود را از سر راه مريم دور كند. چنگيز شوهر فريده، از زندان آزاد مي شود و به دوستش رجب مي سپارد كه مراقب رفت و آمدهاي فريده باشد.
دانلود فیلم سینمایی تشنه باران
ابي جوان سر به هوا و بزن بهادري است كه كوشش هاي برادرش كريم و مادرش براي به راه آوردن او بي نتيجه است. كريم، به توصيه يدايي اش ، ابي را با دختري به نام نسرين آشنا مي كند كه از پسر نا بينايش سعيد مراقبت مي كند و در كافه ي عباس آواز مي خواند. كريم ابي را از ادامه ي رابطه با نسرين بر حذر مي دارد و با ديدن نسرين در مي يابد كه او زني است كه سالها پيش در بندر رها كرده و سعيد فرزند خود اوست .
دانلود فیلم سینمایی تنها حامی
«اياز» كه با خانواده ي «نصير» خصومت دارد، توطئه اي ترتيب مي دهد و بزرگ خانواده ي نصير را به زندان مي كشاند. نصير در صدد گرفتن انتقام برمي آيد، اما به وسيله ي اياز از شهر رانده مي شود. نصير با پهلواني برخورد مي كند و نزد او رموز پهلواني را مي آموزد و در بازگشت دختر اياز را مي ربايد تا به او تجاوز كند، اياز هراسان در تعقيب نصير برمي آيد، اما از ارتفاعي پرت مي شود و كشته مي شود.
دانلود فیلم سینمایی مردان خشن
فیروز مرد خوشگذرانی است که به همسرش پروین خیانت می کند. وقتی پروین درمی یابد که فیروز با لیلا ، دوست سابقش، رابطه دارد برای آنکه فیروز را عصبانی کند . در صدد تلافی برمی آید، و با فیروز شرط می کند در صورتی به خانه ی او بازخواهد گشت که اجازه داشته باشد به او خیانت کند. فیروز از سر ناچاری می پذیرد؛ اما با تحمل و مشقت موفق می شود همسرش پروین را به راه بیاورد و به او قول می دهد که از کارهای خلافش دست بردارد.
دانلود فیلم سینمایی خوشگذران
كدخدا (رضا شفيع)، و مش باقر (حسين اميرفضلي) درصددند ليلا (شهناز تهراني) و عين الله (حسن رضياني) را به عقد هم درآورند. صمد (پرويز صياد) و ليلا به شهر مي گريزند. در شهر دو جوان: لي لي (شهناز تهراني) و سامي (پرويز صياد)، كه به صمد و ليلا شباهت دارند، با اصرار پدر لي لي (محمد گودرزي) و مادر سامي (پروين دولت شاهي) تسليم مي شوند تا تن به ازدواج بدهند.
دانلود فیلم سینمایی صمد و سامی لیلا و لیلی
عده ای جاهل، به سرکردگی مصطفی گاوی (محمدعلی زرندی) به قهوه خانه ای می روند و چشم های عکس اکبرخان (یدالله شیراندامی) پهلوان محل را، که به دیوار قهوه خانه نصب است، با چاقو درمی آورند. آنها به قهوه چی می گویند اگر اکبرخان چشم هایش را می خواهد باید به تهران بیاید. اکبر به تهران می رود و با علی (مرتضی عقیلی) آشنا می شود که ادعا می کند قادر است راه و رسم لوطی گری را به او بیاموزد. علی که قصد سرکیسه کردن اکبر را دارد عاقبت تصمیم می گیرد با او رو راست باشد.
دانلود فیلم سینمایی تنها مرد محله
دختر جواني (مري آپيك) با مادرش (آپيك يوسفيان) در انتهاي كوچه ي بن بستي زندگي مي كند. روزي دختر از پشت پنجره متوجه ي مردي (پرويز بهادر) مي شود كه در ابتداي كوچه با چتر زير باران ايستاده و به پنجره ي اتاق او چشم دوخته است. با تكرار اين وضع دختر به حضور مرد عادت مي كند و پس از آشنايي با مرد به او علاقمند مي شود. روزي برادر دختر (بهمن زرين پور) كه دائم در سفر است به خانه مي آيد و لحظه اي بعد مرد ناشناس هم وارد خانه مي شود و مي گويد كه مأمور جلب برادر دختر است.