ارباب ممتاز , مایحتاج روزانه ی خود را به کمک مباشرش از روستائیان به صورت باج تأمین می کند. او دخترش منیره را تشویق می کند تا با فرخ طرح دوستی بریزد. فرخ با خوراندن داروی خواب آور به منیره به او تجاوز می کند و به شهر می گریزد. دختر که آبستن شده موضوع را با مادرش در میان می گذارد و…
نظرت چیه؟
نظرات