اعتماد صاحب كاباره اي است كه در آنجا گروهي به قاچاق هروئين مشغولند. شوهر فريبا، آوازه خوان كاباره، كه با قاچاقچي ها همدست و در عين حال با پليس در تماس است، كشته مي شود. امير، برادر مقتول، براي يافتن قاتل برادرش از آمريكا به ايران مي آيد، و در خانه ي اعتماد با گروه قاچاقچي ها روبرو مي شود…
نظرت چیه؟
نظرات