شکوه رئیس کارگاهی است که با دخترش و همسر دومش پروین زندگی می کند. رضا، که می خواهد بر کارگاه و راننده ها تسلط پیدا کند، با مشارکت پروین شوهرش را توسط یکی از سرکارگرها به نام پرویز می کشد. سهراب، در گذشته در کارگاه کار می کرده و رضا از او کینه به دل دارد، و با دوستش بیژن، پس از مرخص شدن از زندان، در کارگاه شکوه استخدام می شوند…
نظرت چیه؟
نظرات