امير دبيرزاده براي ازدواج با دخترخاله اش، محبوبه به رامسر مي رود. خاله و دخترش براي چند روزي به سفر رفته اند. دبيرزاده منظر آنها مي ماند. شهرزاد خواننده كازينو رامسر دنبال هم صحبتي نجيب مي گردد و دبيرزاده را كه دائم سرش به كتاب است براي اين منظور انتخاب مي كند نادر ذرين كه جواني عياش است به رامسر مي آيد و چشمش شهرزاده را مي گيرد اما شهرزاد به او مي گويد كه فقط با ازدواج مي تواند با او ارتباط داشته باشد و بس. نادر تصميم مي گيرد با شهرزاد ازدواج كرده و پس از اينكه كام دل گرفت او را طلاق دهد.
اجتماعی
مردی جوان، فقیر و گمنام است ولی دوستی مهربان و نامزدی دوست داشتنی دارد. این دو به او برای آینده امیدواری و اطمینان میدهند. طی جریاناتی جوان با صدای خوشی که دارد به خوانندگی روی میکند و به زودی عنوان «مرد حنجره طلایی» را میگیرد. او چندی نمیگذرد که اسیر دام زنی هوسباز شده و از همه چیز و همه کس دور و دورتر میشود. اما طی حادثه ای ناگهان به خود آمده و خود را از بندها میرهاند ولی به بخشش دختر محبوب و دوست قدیمی امیدوار نیست. اما آن دو یکبار دیگر او را میپذیرند و زندگی تازه ای را آغاز میکنند.
دانلود فیلم سینمایی مرد حنجره طلایی
«بدري» را در محله خانم دكتر صدا مي كنند و مي گويند پرستار است. اما واقعيت اين است كه بدري هر شب در ميخانه اي رقاصه ي بزم ميخواران است. بدري و مرتضي به زودي عاشق يكديگر شده و قرار ازدواج مي گذارند. ولي دو مشكل در راه است: دختر عموي مرتضي و حرفه ي بدري. دخترعمو از مرتضي باردار شده و مرتضي از حرفه ي اصلي بدري آگاه گرديده. اين چنين است كه وضع دوباره به حالت سابق برمي گردد. مرتضي به زندگي گدشته اش روي مي كند. و بدري رقاصه باقي مي ماند.
دانلود فیلم سینمایی بد نام
همسر فرمان یک پسر و همسر حیدر دختری به دنیا می آورند. فرمان اسم پسرش را فریدون می گذارد و آرزو می کند که او پزشک شود. سال ها بعد فریدون (بهمن مفید)، که آوازه خوان بی استعدادی است، به پیشنهاد مادرش اقدس (ملیحه نصیری) در صدد ازدواج برمی آید.
دانلود فیلم سینمایی جوجه فکلی
زني (ايرن) پس از مرگ شوهرش با پسرش علي (سعيد راد)، كه خروس باز است، زندگي مي كند. مشتي (داوود رشيدي) از سال ها پيش شيفته ي زن بوده، و خود را براي ازدواج با او آماده مي كند. علي مخالف وصلت مادرش با مشتي است، و از طرف ديگر مادر به الهيار (منوچهر احمدي)، كه قصاب محل است، علاقه دارد. خود علي دلباخته ي دختر مشتي (سپيده) است، و مشتي ازدواج علي و دخترش را به ازدواج خودش با مادر علي مشروط مي كند.
دانلود فیلم سینمایی خروس
خان هر تازه عروسي را شب اول ازدواجش تصاحب مي كند. دادا به هنگام ازدواج به خان قطعه زميني هديه مي دهد تا از تصاحب نامزدش چشم بپوشد. خان مي پذيرد، اماشب عروسي پسرش را سراغ او مي فرستد. پسر خان به عنف شرافت نوعروس را مي آلايد. دادا خشم گرفته درصدد انتقام برمي آيد و به كوه مي زند. عده اي از مردم روستا به او ملحق مي شوند. دادا به تلافي پسر خان را درشب عروسي اش به قتل مي رساند. چندي بعد او و تعدادي از يارانش دستگير مي شوند . مردم بر خان مي شورند و او را از پا در مي آورند.
دانلود فیلم سینمایی دادا
مردی عاشق زنی می شود که همسر دوست اوست ، به همین جهت عشق خودرا فاش نمیکند . زن فاسق جوانی دارد و پنهانی درخانه ای متروک او دیدار می کند .راز مدتها پوشیده میماند. دوست شوهر شبی زن را میشناسد و به دلیل درگیری اخلاقی با شوهر او خود را میکشد
دانلود فیلم سینمایی چشمه
حبیب دزد سابقه داری است که مهارتش در باز کردن گاوصندوق است. او، که از دزدی دست کشیده، به وسیلهٔ گروه کیوان تحت فشار قرار میگیرد تا آنها را در یک سرقت بزرگ همراهی کند. همکاری حبیب با پلیس موجب میشود که کیوان و همدستانش دستگیر شوند. احمد و ستاره از حبیب، که زخمی شده، پرستاری میکنند. حبیب و ستاره ازدواج میکنند…
دانلود فیلم سینمایی رفاقت
نعمت (نعمت الله آغاسي) چوپان فقيري است كه تصميم دارد با ستاره (هاله) ازدواج كند. قاچاقچي خبيثي به نام جاسم (حسين گيل) ـ كه توبا (آرزو غفاري)، خواهر نعمت را اغفال كرده ـ ستاره را مي ربايد و نعمت با او درگير شده و او را به شدت مضروب مي كند. جاسم به تلافي، نعمت را در جريان سرقتي ساختگي فرار مي دهد و او را روانه زندان مي كند. مادر نعمت فوت مي كند و ستاره و توبا به كوير مي گريزند. توبا فرزند خود را به دنيا مي آورد و به ستاره مي سپارد و ناپديد مي شود.
دانلود فیلم سینمایی بنده خدا
رضا با فاطمه قرار ازدواج مي گذارد. امير، پدر رضا، كه راننده ي اتومبيلهاي راه سازي است، براي تأمين هزينه مراسم عروسي فرزندش با گروهي خلافكار، كه توسط مردي افليج و آهو اداره مي شود، تماس مي گيرد تا محموله ي هرويين را تحويل گرفته و به رئيس گروه برساند.