«ايرج» كه كارش جيب بري است، گذشته اش را با شروع زندگي شرافتمندانه اي به فراموشي مي سپارد. وي با دختر ثروتمندي آشنا شده و چندي بعد با او ازدواج مي كند. دوستان گذشته ي ايرج آرام نمي نشينند و از سوابق او پدر دختر را آگاه مي كنند و پدر دختر نيز ايرج را با فرزندش از خانه خود بيرون مي كند. سال ها بعد همسر ايرج در جريان نامزدي فرزندش، شوهرش را بازيافته و زندگي تازه اي را آغاز مي كنند.
درام
نوازندهی فقیر و دورهگردی، تعلیم کودکی بیسرپرست را که نامادریش حاضر نیست او را بپذیرد به عهده میگیرد. کودک مستعد است و به زودی موقعیت خوبی دست آورده و صاحب ثروت زیادی میشود.نامادری مدعی میشود که پسرش دزدیده شده است، اما ادعایش نتیجهای نمیدهد و پسر به پدر واقعیاش سپرده میشود. پسر که به نوازندهی دورهگرد علاقمند شده مجدداٌ نزد او باز میگردد.
دانلود فیلم سینمایی بابا نان داد
سلمان (عنایت بخشی)، مباشر شهبازیان، ثروت اربابش را تصاحب میکند، و پس از مرگ او پسرش امیر (آتش) را به انجمن خیریه میسپارد…
دانلود فیلم سینمایی شرف
مرد هوسرانی (منوچهر اخضرپور)، که به همسرش (مهری ودادیان) بدگمان است، زن و فرزندش نعمت را که فلج است از خانه میراند و حاضر نمیشود برای نعمت شناسنامه بگیرد تا او به مدرسه برود. نعمت با کارهایی نظیر واکسی، تصنیف فروشی، نفت فروشی و آوازخوانی در کنار مادرش امرار معاش میکند. او بزرگ میشود و به پایتخت میرود. نعمت (نعمتالله آغاسی) در کافه ای پست به عنوان خواننده مشغول به کار میشود و در اندک مدتی محبوبیت مییابد و کار کافههای اطراف را کساد میکند. نعمت با دختری (آرزو غفاری) آشنا میشود و با او ازدواج میکند. او مادرش را نزد خود میآورد، و نقشههای رقبایش را نقش بر آب میکند. نعمت پدرش را که به فلاکت افتاده و بهطور ناشناس به او مراجعه کرده، به عنوان دربان کافه استخدام میکند. پدرش او را به جا میآورد و طلب بخشش میکند. نعمت پدر را به خانه میبرد؛ اما مادرش او را از خانه میراند، تا این که مرد با به خطر انداختن جان خود همسرش را از خطر تصادف با اتومبیل نجات میدهد و از نو در کنار هم زندگی را از سر میگیرند
دانلود فیلم سینمایی نعمت نفتی
بابک، فرزند پزشکی که در شهر کاشان صاحب یک بیمارستان خصوصی است، اعتنائی به موقعیت اشرافی خانواده اش ندارد، به همین دلیل حاضر به ازدواج با مینا، دختری که مادرش برای او در نظر گرفته، نمیشود. او به درخواست پدرش به کاشان میرود تا بیمارستان پدرش را اداره کند. در آن جا با جوانی درویش مسلک و خانواده ای آشنا میشود که پسر بزرگ آنها مبتلا به سرطان خون است. بابک که خود نیز پزشک است، مداوای محمود را به عهده میگیرد و با خواهر او نسرین روابط دوستانه ای برقرار میکند. محمود که از ادامه زندگی ناامید است اقدام به خودکشی میکند. بابک پس از این واقعه نسبت به زندگی جاری بی اعتنائی بیش تری نشان میدهد و به دامن طبیعت پناه میبرد و با پسرک چوپانی به دست افشانی میپردازد
دانلود فیلم سینمایی آدمک
خلیفه هارون الرشید و جعفر برمکی به عنوان بازرگان به خانه جوانی پارسی به نام رفیع، که سرور گدایان است میروند و متوجه میشوند که رفیع و یارانش درصدد برانداختن خلیفه از تخت حکومت هستند…
دانلود فیلم سینمایی جاده زرین سمرقند
چند زن معروفه شب هنگام از دست پليس مي گريزند. شيرين، موقع فرار، با رهبر، نامزد سابقش، مواجه مي شود. مرتضي، پدر شيرين و عموي رهبر، بر اثر قتل غيرعمد در سانحه ي رانندگي به زندان افتاده است. شيرين به واسطه ي دوستش شهره با مرد هوسراني به نام جمشيد آشنا مي شود كه قصد اغفال او را دارد. فريبرز، مديرعامل يك شركت خصوصي، شيرين را به عنوان منشي در شركتش استخدام مي كند. فريبرز به شيرين پيشنهاد ازدواج مي دهد و پس از اغفال او مي گريزد. حميد، برادر شيرين، به اعتياد كشيده مي شود و شيرين با پادرمياني شهره سقط جنين مي كند و به منجلاب فساد مي افتد. رهبر كه پس از سال ها نامزد سابقش را بازيافته است با او قرار ازدواج مي گذارد.
دانلود فیلم سینمایی آبنبات چوبی
کریم، موسوم به کج کلاه خان (رضا بیک ایمانوردی)، پس از وداع با مادرش (فرخ لقا هوشمند) به شهر می گریزد و بعد از آشنایی با پیرزن فقیری (پروین سلیمانی) سر راه جوانشیر (رضا بیک ایمانوردی)، که کاملاً به او شباهت دارد، قرار می گیرد. پلیس کهنه کاری به نام سیدعلی گیلانی (سیدعلی میری) همه جا در پی به دام انداختن دسته ی تبهکار جوانشیر است، و جوانشیر برای دست به سر کردن پلیس از شباهتش به کج کلاه خان استفاده می کند و توسط افرادش او را سر راه پلیس قرار می دهد.
دانلود فیلم سینمایی کج کلاه خان
حبیب آقا ظروفچی (جمشید مشایخی)، کاسب خوشنامی است که در پیرانه سری ازدواج نکرده و زندگیاش را وقف مادر (رقیه چهره آزاد) و برادر ناتنیاش مجید (بهروز وثوقی) کردهاست. برادر دیگرش کریم (سعید نیکپور) که پرندهباز است با همسرش زینت سادات (آتش خیر) و فروغالزمان (فخری خوروش) که سالهاست به پای حبیب آقا نشسته با آنها زندگی میکند. مجید که عقل سالمی ندارد و در مغازه حبیب آقا کار میکند و ظروف کرایه را به مجلس عزا و شادمانی میبرد دلباخته دختری است که عکساش را در ویترین یک عکاس خانه دیدهاست. حبیب آقا به امید شفا یافتن او را به امامزاده داوود میبرد.
دانلود فیلم سینمایی سوته دلان
زن و شوهری شب را در قهوهخانهای به صبح میرسانند و زن که آبستن است دوقلو میزاید این دوقلوها طی یک اتفاق از هم جدا می شوند و…