دو دوست به نام هاي اميرپلنگ (محمدعلي فردين) و احمد ننه بابا جگركي (ذكريا هاشمي) به آسيه (مرجان) علاقه دارند؛ اما آسيه به امير علاقه مند است، و امير به نفع احمد از آسيه دوري مي جويد. احمد با قلي، كه از پدر آسيه طلبكار است، درگير مي شود و او را به قتل مي رساند؛ اما امير دستگير مي شود. احمد با ارثي كه از عمه اش به او مي رسد سرمايه اي مي اندوزد و به تهران مي رود.
نظرت چیه؟
نظرات