پدر «ویدا» چون قصد دارد دخترش را به ازدواج مرد پیر ثروتمندی درآورد، او را از پانسیون شبانهروزی خارج میکند و دختر وقتی از قصد پدر آگاه میشود، از خانه گریخته و مجدداً به پانسیون بازمیگردد و از مدیرهٔ پانسیون و همچنین معلم جوان زبان انگلیسی تقاضای کمک میکند…
نظرت چیه؟
نظرات