حسین فری و رضا کلک انداز مرتکب قتل می شوند و با شهادت فخری شریک شان مسلم را به زندان می اندازند. آن دو حاضر نمی شوند سهم قمارخانه ی مشترکشان را به شمسی، همسر مسلم، که با پدر و مادر مسلم زندگی می کند، بپردازند. مسلم با ارسال نامه ای به دوست قدیمی اش کریم آبادانی او را به کمک می طلبد. کریم با حسین فری و رضا کلک انداز درمی افتد و از فخری می خواهد که شهادت دروغش را پس بگیرد. حسین و رضا فخری را تهدید می کنند و کریم را زخمی می کنند.
نظرت چیه؟
نظرات