جواني تهراني پاكباخته در قمار، در سفر به اصفهان مصمم به خودكشي مي شود. مردي اصفهاني او را نجات مي دهد. اين هر دو كه آس و پاسند مصمم مي شوند كه كار و زندگي آبرومندانه اي براي خود تدارك ببينند، و همين كار را هم مي كنند. مرد جوان با دختري آشنا و با او ازدواج مي كند، اما به زودي گرفتار قمار و قماربازها مي شود. اين بار هم مرد اصفهاني به ياري او و خانواده اش مي رسد و كمكش مي كند كه به زندگي عادي برگردد.
اجتماعی
داوود (فرامرز قریبیان)، که کارش صیادی است، با برادر کوچکش محمد (ستار نعمتی) اختلاف دارد، و پس از به قتل رساندن او از ترس برادر بزرگترش موسی (حمید طاعتی) به شهر میگریزد و در مسافرخانهٔ اکبر آقا (جعفر والی) ساکن میشود…
دانلود فیلم سینمایی هجرت
صادق و نعیم محمولهای قاچاق را به یاور تحویل میدهند و از چنگ ژاندارمها میگریزند. دختر جوانی برای رساندن پدر بیمارش از آن دو کمک میخواهد و نعیم که قصد اغفال دختر را دارد، به دست صادق از پا درمیآید. مادر نعیم خواهان مجازات صادق است و دختر جوان را وامیدارد که علیه صادق شهادت بدهد. صادق به حبس محکوم میشود و از گروهبان پاسگاه تقاضا میکند که فرزندش غلام را که با مادر پیرش زندگی میکند، برای بار آخر ببیند.
دانلود فیلم سینمایی بت
مرد جواني بي توجه به وضعيت دختري كه از رابطه با او فرزندي دارد، براي ادامه ي تحصيل به خارج سفر مي كند. دختر، نااميد، دست به انتحار مي زند. اما جوان ديگر او را نجات مي دهد و بعد نيز با او ازدواج مي كند. به زودي مرد اول از سفر خارج برمي گردد و چون خود را به شدت تنها و بيگانه مي بيند به خاطر سعادت آن ها اينبار اوست كه دست به انتحار مي زند.
دانلود فیلم سینمایی بیگانه بیا
در يك سالن بيليارد چند قمارباز حرفه اي به بازي مشغولند. علي خوش دست (سعيد راد) و سه برادر: اكبر (عنايت بخشي)، حسن (حسن زارعي) و نبي (محمد اسكندري) و چند نفر ديگر سرگرم بازي هستند و بر بازي نظارت دارند. سه برادر در آخرين دور بازي به علي خوش دست مي بازند. آنها از پرداخت پول باخته خودداري مي كنند. بين علي و دوستش رضا (نريمان شيري فرد) از يك سو و سه برادر نزاع در مي گيرد…
دانلود فیلم سینمایی تنگنا
ذبيح پس از پانزده سال از حبس آزاد مي شود. او باج گيري بوده كه با اقدس آشنا شده و در حمايت از او مرتكب قتل شده است. اقدس، در موقع دستگيري ذبيح، از او آبستن بوده، و حالا ذبيح به زادگاهش باز مي گردد تا فرزندش جلال را بيابد. حيدر مسبب دستگيري ذبيح بوده، و قبل از آن كه ذبيح وارد زادگاهش شود صفدر برادرش را خبر مي كند تا مراقب خود باشد. بزرگان محل در خانه ي حيدر جمع مي شوند و به رئيس شهرباني عرض حال مي نويسند كه…
دانلود فیلم سینمایی ذبیح
مردی با گرو گذاردن شناسنامهاش، پولی قرض میگیرد. پس از سالها وقتی برای ادای قرض بازستاندن شناسنامهاش به طلبکار آقای “شریفی” رجوع میکند، او را نمییابد و پس از تحقیق درمییابد که طلبکار با شناسنامهاش (با زنی به نام پری_ که حالا با شهرت با “نوروشن” آواز میخواند) ازدواج کرده و بعد هم در جریان تصادفی در گذشته است و بدین ترتیب از نظر قانونی شناسنامهاش باطل شده است. طی ماجرای خندهآوری، سرانجام مرد شناسنامهی تازهای به دست میآورد تا بتواند با دختر مورد علاقهاش ازدواج کند.
دانلود فیلم سینمایی تولدت مبارک
مهدی پس از آشنائی با شیرین به او کمک می کند تا عطا را که پدر او را به قتل رسانده و با اسناد جعلی درصدد تصاحب کاباره ای است که به شیرین تعلق دارد، از سر راه او بردارد. برادرش محمود، که در رشته پزشکی تحصیل کرده است، به ایران باز می گردد، و به دختر دایی اش هما که، از کودکی نزد آنها بزرگ شده، علاقمند می شود…
دانلود فیلم سینمایی پاشنه طلا
گروهی یاغی به رهبری اکبر گرگ به قتل و غارت مردم مشغولند. تفنگچی ماهری به نام داش غلام و دوستش سهراب رو در روی آنها قرار میگیرند و در یکی از آن درگیریها سهراب نابینا میشود. داش غلام که از بهارک، دختر کدخدا، مراقبت میکرد ستار، پسر گرگ، را نیز با خود همراه میکند. سالها میگذرد حالا بهارک و ستار بزرگ شدهاند و به تدریج به هم علاقمند میشوند. گرگ و افرادش دام میگسترند و داش غلام، ستار و بهارک را دستگیر کرده، از بهارک هتک حرمت میکنند ولی داش غلام و ستار میگریزند و ستار تلاش میکند با گروهی از ژاندارمها بازگردد و داش غلام نیز به جنگ و گریز با گرگ ادامه میدهد تا این که دوباره غلام به دام میافتد و با گلولهٔ گرگ زخمی میشود. کمی پیش از آن که گرگ فرصت بیابد تیر خلاص به او شلیک کند ستار و ژاندارمها سر میرسند و گرگ با گلولهای که بهارک به سوی او شلیک میکند کشته میشود و غلام نیز قبل از مرگش ستار را سراغ بهارک میفرستد. استعاره ابتدای فیلم که … مرتب بنا به ماده قانون غلام را آزار میدهند … و پاسخ او که … اینها که همه ماده شد پس نر قانون کجاست … کنایهای از بیتفاوتی و ناتوانی قانون در احقاق حق است.
دانلود فیلم سینمایی غلام ژاندارم
فرهاد (منوچهر وثوق) پس از اغفال نازي (شورانگيز طباطبائي)، كه خواننده كاباره است، با زن ديگري به نام پري (شهناز) به شمال سفر مي كند. مرد ثروتمندي (محسن مهدوي) عاشق پري است، و فرهاد با همدستي پري مرد را به قتل مي رساند و ثروت او را تصاحب مي كند. نازي پسري به نام كامي (شهرام ثميني پور) به دنيا مي آورد. روزي، پس از سال ها فرهاد در خانه ي معشوقه ي جديدش با نازي بگومگو مي كند و ناخواسته او را به قتل مي رساند.