حجت (منوچهر وثوق) فاسق همسرش را به قتل مي رساند و به خرمشهر مي رود و به كمك مردي به نام رحمان (فرهاد حميدي) قصد دارد شبانه با قايقي از مرز آبي بگذرد، اما مأموران او را تعقيب مي كنند. حجت در تاريكي شب مي گريزد. رحمان مرد قايقران را كه توسط سرگروهبان (ميرمحمد تجدد) براي بازجويي به پاسگاه برده مي شود و خود سرگروهبان را به قتل مي رساند.
اجتماعی
سه پسر پس از مرگ پدر متمولشان با دسیسه ی پیشکارشان ثروت پدری را از دست می دهند. پسر بزرگ به قمار روی می کند. دیگری دائم الخمر می شود و سومی همه ی توجهش را معطوف زن ها می کند. پسرها به تنگدستی گرفتار می شوند و به خانه ی مخروبه ای که آخرین باقی مانده ی ثروت پدری است می روند و در آنجاست که به گنجینه ای جدید از پدرشان دست می یابند که برای روز تنگدستی آن ها پیش بینی کرده است.
دانلود فیلم سینمایی آینه زمان
دو برادر سال ها است كه يكديگر را گم كرده اند. خسرو (سعيد راد) افسر پليس است، و اسي (ايرج قادري) دزدي سابقه دار. اسي از زندان آزاد مي شود، و براي هزينه ي مداواي پسرش رضا (منوچهر خيرخواه) با مهدي (بليش) و افرادش (فرهاد حميدي، رفيع مددكار، نريمان شيري فرد) در اجراي نقشه يك سرقت همكاري مي كند.
دانلود فیلم سینمایی هدف
مهدي (رضا بيك ايمانوردي) در بازي قماري كه دوستش حسين (يدالله شيراندامي) راه انداخته شركت مي كند. حسين به كمك فخري (توتيا) قاپ هاي مهدي را عوض مي كند و پول كلاني از مهدي مي برد. مهدي ماجرا را درمي يابد و به خانه ي فخري مي رود. فخري كه توسط حسين مجروح شده مي ميرد و پليس مهدي را به جرم قتل فخري بازداشت مي كند. حسين كه قصد دست درازي به بتول، زن مهدي، را دارد باعث مرگ بتول مي شود…
دانلود فیلم سینمایی پاپوش
در روستايي ساحلي مراسم ازدواج مراد (فخرالدين) و زيبا (نازي) برگزار شده است. عده اي از سربازان حاكم جبار (جمشيد مهرداد) اهالي را به اسارت مي برند. مراد را در اردوگاه اسرا به كارهاي سخت وا مي دارند؛ و زيبا را مي گمارند تا به گلادياتورها، كه زير نظر جاسم آموزش مي بينند، آب و غذا برساند.
دانلود فیلم سینمایی اسیر
سه ولگرد به نام هاي علي خروس، رضا بزن و احمد شغال توسط پليس دستگير مي شوند و پس از سپردن تعهد، كه ديگر گرد كادهاي خلاف نگردند،آزاد مي شوند. مردشيادي به طور جداگانه با آن ها تماس مي گيرد، و فاش مي كند كه دو گروه بزرگ قاچاق درصدد رد و بدل كردن يك محموله ي قاچاق و پنج ميليون ليره ي ترك هستند. ابتدا احمد شغال با به دست آوردن پول ها مي گريزد…
دانلود فیلم سینمایی سه رفیق
مراد كاباره داري است كه با برادرش نسيم و مادرش زندگي مي كند. او عاطفه، پيش خدمت كاباره، را كه صداي گرمي دارد به عنوان خواننده استخدام مي كند، و از او خواننده مشهوري مي سازد. مدتي بعد نسيم جان عاطفه را در موقع غرق شدن نجات مي دهد و به تدريج به او علاقمند مي شود. دراين اثنا مراد از عاطفه خواستگاري مي كند، و از علاقه برادرش به عاطفه بي خبر است و به افرادش مي سپارد تا هر مردي را كه با عاطفه در تماس است تنبيه كنند. مراد از آثار ضرب و شتم متوجه مي شود كه عاطفه به نسيم علاقه دارد. عاطفه براي آنكه روابط دو برادر آسيب نبيند تصميم مي گيرد آن دو را ترك كند. او در كافه هاي پست مشغول كار مي شود. مراد، كه متنبه شده، او را مي يابد و با نسيم دست به دست مي دهد و خود پي سرنوشت مي رود.
دانلود فیلم سینمایی نمک نشناس
مردی میانهسال برای فرار از شلوغی به منزلی جدید در حاشیهٔ شهر پناه آورده است و تنها زندگی میکند. در کنار خانهاش زمینی است که کودکانی در آن فوتبال بازی میکنند. مرد از سر و صدای کودکان ناراضی است و در جواب کودکان سبیل او را مسخره میکنند. نام «عمو سیبیلو» را هم بچهها برایش انتخاب کردهاند. مرد توپ بچهها را قایم میکند و کودکان هر بار بیشتر اذیتش میکنند. تا این که مرد عصبی میشود و وقتی دنبال آنها میکند، یکی از بچهها از دیوار میافتد. چندی بعد که مرد احساس تنهایی میکند، کودکان را در شهر مییابد و آنها را تا بیمارستانی تعقیب میکند. او با کودک آسیبدیده و بقیه بچهها آشتی میکند و بچهها دوباره برای بازی به کنار خانه او برمیگردند.
دانلود فیلم سینمایی کوتاه عمو سیبیلو
مهدی (ناصر ملک مطیعی) و دوستش علی (مرتضی عقیلی) از سفر فرنگ باز می گردند. دوستانشان برای خوش آمدگویی آن دو را به کاباره ای می برند. مهدی با رقاصه ای به نام نازی (شورانگیز طباطبائی) آشنا می شود و همان شب او را از دست چند جوان شرور نجات می دهد، و به تدریج به او علاقه مند می شود و به رغم ناخرسندی مادرش (نادره) با او قرار ازدواج می گذارد.
دانلود فیلم سینمایی اوستا کریم نوکرتیم
قصه گوي شهر قصه (پروانه معصومي) داستان فيلي (محمد مغيلان) را بازگو مي كند كه به عنوان جانوري غريبه وارد شهر قصه مي شود و توجه همة حيوان ها را برمي انگيزد. روباه ( ناصر آقايي) و ميمون (فردوس كاوياني) و خر (مجيد مظفري) و شتر (محمد ابهري) و بز (جمشيد لايق) و سگ (مهدي منتظر) با طرح نقشه اي در اندازه و جاي خرطوم، عاج و ساير اعضاي بدن فيل تغييراتي مي دهند و سرانجام براي حفظ زيبايي و تعادل آنها را به يغما مي برند.