حبیب دزد سابقه داری است که مهارتش در باز کردن گاوصندوق است. او، که از دزدی دست کشیده، به وسیلهٔ گروه کیوان تحت فشار قرار میگیرد تا آنها را در یک سرقت بزرگ همراهی کند. همکاری حبیب با پلیس موجب میشود که کیوان و همدستانش دستگیر شوند. احمد و ستاره از حبیب، که زخمی شده، پرستاری میکنند. حبیب و ستاره ازدواج میکنند…
اکشن
يك پروفسور باستان شناس اهل آلمان در جريان كاوش هاي خود در شوش جسد موميايي شده اي را مي يابد. موميايي فاقد دست است، و دست او در صندوقچه ي ديگري است. پروفسور با همكاري خسرو و راننده اش عبدالله جسد موميايي را به خانه اش منتقل مي كند تا پس از بررسي هاي لازم به موزه بسپارند. مارگارت، دختر پروفسور، از وجود موميايي درخانه بيم دارد. عتيقه فروشي به نام هارون، كه از خسرو طلبكار است، درصدد تصاحب موميايي است، اما پروفسور درخواست هارون را براي خريدن موميايي رد مي كند. شبي كه جهبه ي محتوي دست موميايي در كنار پروفسور است موميايي به اتاق پروفسور مي رود و پروفسور با ديدن او جان مي دهد. پس از مدتي عبدالله نيز توسط موميايي كشته مي شود، و پليس، كه به خسرو مظنون است، درمي يابد كه قبل از هر قتل دست موميايي كنار مقتول بوده است، اما پس از قتل دست در تابوت ديده مي شود. شبي كه دست موميايي در اتاق مارگارت است خسرو با خواندن خطوط روي تابوت متوجه مي شود كه جسد محتوي مقدار زيادي جواهر است كه در صورت قرار گرفتن دست جدا شده به بدن موميايي متلاشي مي شود و جواهرهاي درون آن بيرون مي ريزد. نيمه شب موميايي به طرف مارگارت مي رود و او با ديدن موميايي از هوش مي رود. خسرو و پليس سر مي رسند و موميايي را، كه همان هارون است، با گلوله از پا درمي آورند.
دانلود فیلم سینمایی مومیایی
آهنگری با همسرش گل اندام در قطعه زمینی دور از آبادی کشت و زرع و زندگی می کنند. بیک خان برای تصاحب زمین آهنگر به کمک عواملش شایع کرده که آهنگر گل اندام را به عقد شرعی خود درنیاورده است و خشم اهالی آبادی را نسبت به آن دو برمی انگیزد. اهالی به جز جوانی به نام محمودی و دختر خل وضعی به نام مریم آنها را طرد می کنند و مانع کسب و کار و زندگی شان می شوند.
دانلود فیلم سینمایی گرگ بیزار
در روستايي ساحلي مراسم ازدواج مراد (فخرالدين) و زيبا (نازي) برگزار شده است. عده اي از سربازان حاكم جبار (جمشيد مهرداد) اهالي را به اسارت مي برند. مراد را در اردوگاه اسرا به كارهاي سخت وا مي دارند؛ و زيبا را مي گمارند تا به گلادياتورها، كه زير نظر جاسم آموزش مي بينند، آب و غذا برساند.
دانلود فیلم سینمایی اسیر
سه ولگرد به نام هاي علي خروس، رضا بزن و احمد شغال توسط پليس دستگير مي شوند و پس از سپردن تعهد، كه ديگر گرد كادهاي خلاف نگردند،آزاد مي شوند. مردشيادي به طور جداگانه با آن ها تماس مي گيرد، و فاش مي كند كه دو گروه بزرگ قاچاق درصدد رد و بدل كردن يك محموله ي قاچاق و پنج ميليون ليره ي ترك هستند. ابتدا احمد شغال با به دست آوردن پول ها مي گريزد…
دانلود فیلم سینمایی سه رفیق
ميرزا باقر در قطاري كه به آلمان مي رود، با آقا بالاخان و منيژه،كه عازم يك سفر اداري هستند، آشنا مي شود، منيژه در هتلي با ارسلان تماس مي گيرد، ارسلان و دوستانش درصدد هستند منيژه را اغفال كنند. از طرف ديگر ميرزا باقر با دختري به نام ماريا آشنا مي شود كه برادرش فرانس با گروه ارسلان هم دست است…
دانلود فیلم سینمایی یک اصفهانی در سرزمین هیتلر
چهار دوست: ضیاء، مرتضی، محسن و باقر دست به سرقت میزنند. ضیاء و مرتضی با موتور میگریزند و محسن و باقر با اتومبیل. باقر پس از مضروب کردن محسن با پولهای مسروقه میگریزد و محل اختفای ضیاء و مرتضی را به پلیس گزارش میکند. محسن به آن دو خبر میدهد و آنها قبل از رسیدن مأموران پلیس میگریزند. ضیاء موقع فرار زخمی میشود و به توصیهٔ مرتضی سراغ بهجت، خواهر مرتضی، میرود که با دخترش قدسی زندگی میکند.
دانلود فیلم سینمایی حکم تیر
همزمان با اجراي قانون ارباب و رعيتي ارباب ستمگري (اصغر سمسارزاده) همراه با مباشر (غلامرضا سركوب) و عواملش (نريمان شيري فرد) به مخالفت برمي خيزند. سالارخان (رضا رخشاني) موافق اجراي قانون است. اختلاف بين ارباب و سالارخان شدت مي يابد و ارباب با ازدواج دخترش هنگامه (نيلوفر) و خداداد (فرخ ساجدي)، پسر سالارخان، مخالفت مي كند.
دانلود فیلم سینمایی هفت مرد دلاور
ماموری ویژه که در کارش تبحر خاصی دارد و به گلگو سیزده معروف است به تهران میاید تا اسرار قتل های مشکوکی را شناسایی و راز این قتلهای اسرار آمیز را کشف کند.
دانلود فیلم سینمایی گلگو 13
در فیلم موج طوفان، در یکی از بنادر جنوب، صیادی به نام عاشور بزرگترین مروارید را صید میکند. سودجویان و دلالها مروارید، در صددند تا مروارید را از چنگ او درآورند. بین عاشور و دلالها نزاع سختی در میگیرد. عاشور ناخواسته یکی از آنها را به قتل میرساند و…