بابک، فرزند پزشکی که در شهر کاشان صاحب یک بیمارستان خصوصی است، اعتنائی به موقعیت اشرافی خانواده اش ندارد، به همین دلیل حاضر به ازدواج با مینا، دختری که مادرش برای او در نظر گرفته، نمیشود. او به درخواست پدرش به کاشان میرود تا بیمارستان پدرش را اداره کند. در آن جا با جوانی درویش مسلک و خانواده ای آشنا میشود که پسر بزرگ آنها مبتلا به سرطان خون است. بابک که خود نیز پزشک است، مداوای محمود را به عهده میگیرد و با خواهر او نسرین روابط دوستانه ای برقرار میکند. محمود که از ادامه زندگی ناامید است اقدام به خودکشی میکند. بابک پس از این واقعه نسبت به زندگی جاری بی اعتنائی بیش تری نشان میدهد و به دامن طبیعت پناه میبرد و با پسرک چوپانی به دست افشانی میپردازد
اجتماعی
خلیفه هارون الرشید و جعفر برمکی به عنوان بازرگان به خانه جوانی پارسی به نام رفیع، که سرور گدایان است میروند و متوجه میشوند که رفیع و یارانش درصدد برانداختن خلیفه از تخت حکومت هستند…
دانلود فیلم سینمایی جاده زرین سمرقند
کریم، موسوم به کج کلاه خان (رضا بیک ایمانوردی)، پس از وداع با مادرش (فرخ لقا هوشمند) به شهر می گریزد و بعد از آشنایی با پیرزن فقیری (پروین سلیمانی) سر راه جوانشیر (رضا بیک ایمانوردی)، که کاملاً به او شباهت دارد، قرار می گیرد. پلیس کهنه کاری به نام سیدعلی گیلانی (سیدعلی میری) همه جا در پی به دام انداختن دسته ی تبهکار جوانشیر است، و جوانشیر برای دست به سر کردن پلیس از شباهتش به کج کلاه خان استفاده می کند و توسط افرادش او را سر راه پلیس قرار می دهد.
دانلود فیلم سینمایی کج کلاه خان
زن و شوهری شب را در قهوهخانهای به صبح میرسانند و زن که آبستن است دوقلو میزاید این دوقلوها طی یک اتفاق از هم جدا می شوند و…
دانلود فیلم سینمایی گلپری جون
نیر (ایرن زازیانس) پس از قتل زنی زمینهای شعبان (عبدالله بوتیمار) را تصاحب کرده و شعبان را به عنوان قاتل روانهٔ زندان کردهاست. او در زمینهای شعبان خانهٔ عمومی ساخته و جوانی موسوم به موسرخه (ایرج قادری) از او حمایت میکند. شعبان پس از این که با نیر درگیر میشود توسط عوامل او به قتل میرسد. حبیب (مرتضی احمدی)، که قهوه چی است، دختری به نام آهو (فرزانه داوری) را میرباید تا به نیر بسپارد. سهراب (شاهین)، برادر آهو، و پدرش (یوسف رجبی) در جستجوی آهو وارد بندرعباس میشوند. موسرخه به آهو دل میبازد و بر سر او با نیر درگیر میشود. نیر به عواملش میسپارد تا موسرخه را به قتل برسانند. از یک طرف سهراب و پدرش و از طرف دیگر حسن تبعیدی (علی آزاد) نیز با موسرخه درگیر میشوند، و خود موسرخه نیز بر اثر سوء تفاهمی با دوستش علی (مرتضی عقیلی) درمیافتد. موسرخه، نیر را به قتل میرساند و علی به دست حسن تبعیدی از پا درمی آید. موسرخه و آهو به کمک ناخدای لنجی به آن سوی آب میگریزند، و وقتی سهراب و پدرش اطمینان مییابند که نیت موسرخه خیر است، و برای سعادت آهو تلاش میکند از تعقیب او خودداری میکنند.
دانلود فیلم سینمایی مو سرخه
عباس معروف به «عباسآقا چاخان» یک شاگرد راننده بیکس و کار است که لکنت زبان دارد و دائماً چاخان به هم میبافد. یک شب بهطور اتفاقی با بنفشه آشنا میشود که در جست و جوی رؤیاهایش سر از محله ای بدنام درآورده، اما همچنان در صدد این است که خودش را از آنجا خلاص کند و یک چاردیواری داشته باشد. عباس به بنفشه قول میدهد که کمکاش کند و بنفشه که گول حرفهای عباس را خورده، تصور میکند با یک آدم پولدار و با اصل و نصب آشنا شده. بعد از اینکه بنفشه میفهمد عباس به خاطر بدهی ناچیزی به زندان افتاده، با قرض گرفتن از باج خوری به نام محمد، معروف به «ممد دشنه»، عباس را آزاد میکند. در زندان، عباس با فردی همسلول میشود که ادعا میکند به دلیل خیانت شریکاش به زندان افتاده، قرار میشود که عباس پس از آزادی برود سراغ برادر او و ازش بخواهد که سهم طلب برادر را از شریک نامردش بگیرد. عباس این کار را میکند اما برادر دوستاش روش زندگی خود را تغییر داده و با زن و بچههایش خوش است. عباس پس از درگیری با ممد دشنه و برای تأمین نظر بنفشه به قصد پس گرفتن پول همبند سابق عازم جنوب میشود. طی یک درگیری خونین و بعد از گرفتن پول میفهمد که خائن اصلی، هم سلولی او بوده و نه کسی که به خاطرش به جنوب آمده است. عباس با پول برمی گردد و بنفشه را به خانه ای که برایش گرفته میبرد، غافل از اینکه ممد دشنه در کمین آنهاست. سرانجام عباس با ممد درگیر میشود و او را در حوض همان خانه خفه میکند و خودش با دشنهٔ ممد زخمی میشود. عباس به جرم قتل به زندان میافتد و بنفشه بیرون زندان منتظر اوست. در پایان عباس را میبینیم که از زندان آزاد شده ولی همچنان دارد چاخان میکند.
دانلود فیلم سینمایی دشنه
این شایعه که قلندر (ملک مطیعی) خاطرخواه خواهرش عشرت (فروزان) است او را بر آن میدارد که عشرت را به عقد پهلوان صادق (شیراندامی) درآورد، با این شرط که ازدواج آن دو جنبه صوری داشته باشد. صادق همراه مادرش (ژاله) عازم پایتخت میشود تا در مسابقه پهلوانی کشور شرکت کند. عشرت از خانه میگریزد و به او ملحق میشود. قلندر به پایتخت میرود و نزد صادق اعتراف میکند که عشرت خواهر او نیست، بلکه دختر دایه خانم (ودادیان) است که پس از آن که شوهرش او را ترک کرده پدر قلندر سرپرستی دایه خانم را به عهده گرفته و نام خود را به عنوان پدر بر دختر او گذاشتهاست، و به تدریج مهر عشرت بر دل قلندر نشستهاست. قلندر در یک درگیری صادق را که خائن به قول خود میداند میکُشد و عشرت به قصد انتقام جویی همراه اصغر (فروهر) به خانه اشرف (فرنگیس فروهر) میرود که گروهی مطرب را سرپرستی میکند. داوود (مفید) شاگرد حجره قلندر که به عشرت علاقه دارد، قلندر را از موضوع با خبر میکند و قلندر برای بردن عشرت به خانه اشرف میرود؛ اما عشرت مقاومت میکند و اهل محل و بازار گرد آنها ازدحام میکنند. قلندر خجلت زده به خانه میرود و رگ دست خود را میزند و جان میبازد. او در وصیت نامهاش از عشرت میخواهد توبه کند و به عقد داوود در آید. سر انجام عشرت ماجرای علاقه قلندر را به خودش از زبان دایه خانم میشنود و بالای جسد او شیون میکند. اشرف و همکاران سابق عشرت او را به کاروانسرا میرسانند تا همراه داوود به سفر و زیارت برود.
دانلود فیلم سینمایی قلندر
ابی (بهروز وثوقی) و آقاحسینی (داود رشیدی) پس از آزادی از زندان، وسط تهران از هم جدا میشوند. ابی بر اساس وعدهٔ «آقا فکری» در زندان، شمارهتلفنی را میگیرد، اما کسی گوشی را برنمیدارد. او پس از پرسه زدن در شهر، دوباره آقاحسینی را در محلهای بدنام ملاقات میکند. معلوم میشود آقاحسینی که قصد رفتن به جنوب را داشته، از تصمیم خود منصرف شدهاست. ابی و آقاحسینی در یک قهوهخانه مستقر میشوند که صاحبش (عباس ناظری نیک) آدم کثیفی است و به خاطر منافعش تن به هر کاری میدهد. عبدالله (حسین شهاب منش) که زمانی کشتیگیر بوده و در مبارزهای ابی را شکست داده، اما امروز معتاد شدهاست، در گوشهٔ قهوهخانه جان میدهد. آقاحسینی پس از برنده شدن در بازی «تُرنا» حکم میکند که ابی از خیابان لالهزار تا پل تجریش، بدون پول، به کافهها و رستورانها سر بزند و غذا و مشروب مفتی بخورد. آقا مصطفی (جلال پیشوائیان) معتقد است که ابی از عهدهٔ این کار برنمیآید و سرِ همین موضوع با آقاحسینی شرط میبندد. این دو، در حالی ماجرای ابی را زیر نظر دارند که مصطفی با تعدادی از کافهها توافق کرده و از این طریق میخواهد ابی را از اجرای کامل تصمیمش بازدارد تا شرط را ببرد. ابی پس از آگاهی از این موضوع برمیآشوبد و تغییر مسیر میدهد. به این ترتیب از هفت کافه میگذرد و بر اثر کتکهایی که خورده آشولاش به وعدهگاه میرسد. آقاحسینی، آقا مصطفی و همراهان، پیکر نیمهجان ابی را به قهوهخانه میرسانند. صاحب قهوهخانه پلیس را در جریان میگذارد. موقع دستگیری ابی، آقاحسینی صاحب قهوهخانه را با چاقو زخمی میکند و بار دیگر همراه ابی به چنگ مأموران میافتد و راهی زندان میشود.
دانلود فیلم سینمایی کندو
مرد تحت تعقیبی به نام قدرت (فرامرز قریبیان)، پس از سرقت مسلحانه از بانک، خود را به دوستش سید رسول ( بهروز وثوقی) میرساند. سید مردی معتاد است و همراه فاطمه که دورانی عاشق یکدیگر بودهاند زندگی میکند فاطمه بازیگر تئاتر میباشد. سید که مردی زبون است، با کمک معنوی قدرت به خودش میآید. ابتدا در مقابل مزاحم فاطمه و سپس صاحب خانه میایستد و سپس هروئین فروشی که او را به اعتیاد کشانده از پا درمیآورد. پلیس رد قدرت را در خانه سید مییابد. سید با اجازه پلیس پیش قدرت میرود تا او را وادار به تسلیم کند، اما قدرت مقاومت میکند. پلیس خانه را به گلوله میبندد و هر دو در انفجار خانه کشته میشوند.
محمد غیاثی (پرویز صیاد) در کافهای با زنی به نام فخری (نوری کسرایی) آشنا می شود و قرار میگذارند به شمال بروند. محمد از دوستش سعید (سعید راد)، که در تدارک ازدواج با نامزدش فیروزه است، می خواهد که با آنها همراه شود. سعید با اکراه می پذیرد؛ اما در بین راه فخری از اتومبیل پیاده می شود و با تبانی مردی به نام جلال (عنایت بخشی)، که خود را همسر فخری معرفی می کند، به قصد اخاذی از محمد و سعید به کلانتری شکایت می کنند.